حكيم ابوالقاسم فردوسى

382

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

سراپردهء ديد ديگر سياه * درفشى درفشان بكردار ماه فريبرز كاوس با پيل و كوس * فراوان زده خيمه نزديك طوس بيامد پر از غم بپيران بگفت * كه شد روز با رنج بسيار جفت كز ايران ده و دار و بانگ و خروش * فراوان ز هر شب فزون بود دوش بتنها برفتم ز خيمه پگاه * بلشكر بهر جاى كردم نگاه از ايران فراوان سپاه آمدست * به يارى برين رزمگاه آمدست ز ديبا يكى سبز پرده سراى * يكى اژدهافش درفشى بپاى سپاهى بگرد اندرش زابلى * سپردار و با خنجر كابلى گمانم كه رستم ز نزديك شاه * به يارى بيامد بدين رزمگاه به دو گفت پيران كه بد روزگار * اگر رستم آيد بدين كارزار نه كاموس ماند نه خاقان چين * نه شنگل نه گردان توران زمين هم آنگه ز لشكرگه اندر كشيد * بيامد سپهدار را بنگريد و زان جا دمان سوى كاموس شد * بنزديك منشور و فرطوس شد كه شبگير ز ايدر برفتم پگاه * بگشتم همه گرد ايران سپاه به يارى فراوان سپاه آمدست * بسى كينه ور رزمخواه آمدست گمانم كه آن رستم پيل تن * كه گفتم همى پيش اين انجمن برفت از در شاه ايران سپاه * به يارى بيامد بدين رزمگاه به دو گفت كاموس كاى پر خرد * دلت يك سر انديشهء بد برد چنان دان كه كىخسرو آمد بجنگ * مكن خيره دل را بدين كار تنگ ز رستم چه رانى تو چندين سخن * ز زابلستان ياد چندين مكن درفش مرا گر ببيند بچنگ * بدرياى چين بر خروشد نهنگ برو لشكر آراى و بر كش سپاه * درفش اندر آور بآوردگاه چو من با سپاه اندر آيم بجنگ * نبايد كه باشد شما را درنگ ببينى تو پيكار مردان كنون * شده دشت يك سر چو درياى خون دل پهلوان زان سخن شاد گشت * ز انديشهء رستم آزاد گشت سپه را همه ترگ و جوشن بداد * همى كرد گفتار كاموس ياد و زان جايگه پيش خاقان چين * بيامد ببوسيد روى زمين به دو گفت شاها انوشه بدى * روان را بديدار توشه بدى بريدى يكى راه دشوار و دور * خريدى چنين رنج ما را بسور بدين سان بآزرم افراسياب * گذشتى به كشتى ز درياى آب سپاه از تو دارد همى پشت راست * چنان كن كه از گوهر تو سزاست بياراى پيلان بزنگ و دراى * جهان پر كن از نالهء كرّ ناى من امروز جنگ آورم با سپاه * تو با پيل و با كوس در قلبگاه نگه دار پشت سپاه مرا * بابر اندر آور كلاه مرا چنين گفت كاموس جنگى به من * كه تو پيش رو باش زين انجمن بسى سخت سوگندهاى دراز * بخورد و بر آهيخت گرز از فراز كه امروز من جز بدين گرز جنگ * نسازم و گر بارد از ابر سنگ